همزمان با رشد کسب و کارها، نحوه عملکرد آنها به ناچار تغییر می کند. آنچه زمانی می توانست با ارتباطات غیررسمی، صفحات گسترده و چند ابزار جدا از هم انجام شود، به تدریج کنترل آن دشوارتر می شود. مشتریان بیشتر، معاملات بیشتر، کارمندان بیشتر و فرآیندهای بیشتر، پیچیدگی هایی را ایجاد می کنند که سیستم های دستی برای مدیریت آن طراحی نشده اند.
در یک نقطه معین، تیم ها شروع به احساس اصطکاک در کار روزانه می کنند. اطلاعات در مکان های مختلف ذخیره می شوند، اعداد همیشه مطابقت ندارند و مدیران زمان بیشتری را صرف بررسی داده ها می کنند تا اقدام بر اساس آنها. این معمولاً لحظه ای است که کسب و کارها شروع به جستجوی یک سیستم ساختاریافته تر می کنند.
ERP در عمل به چه معناست
ERP مخفف Enterprise Resource Planning است. به زبان ساده، یک سیستم ERP نرم افزاری است که بخش های اصلی عملیاتی یک کسب و کار را به یک پلتفرم واحد متصل می کند. به جای مدیریت جداگانه امور مالی، عملیات، موجودی و فرآیندهای داخلی، ERP آنها را گرد هم می آورد.
ایده اصلی ERP یکپارچگی است. هر اقدامی در داخل کسب و کار بر چندین حوزه تأثیر می گذارد. یک فروش بر درآمد، هزینه ها، موجودی و حجم کار تأثیر می گذارد. یک سیستم ERP این ارتباطات را به طور خودکار و بدون تکیه بر به روز رسانی های دستی منعکس می کند.
ERP به جای اینکه فقط یک ابزار دیگر باشد، به سیستم اصلی تبدیل می شود که کسب و کار به طور روزانه بر اساس آن فعالیت می کند.
چرا کسب و کارها از صفحات گسترده و ابزارهای جدا از هم فراتر می روند
صفحات گسترده اغلب اولین راه حلی هستند که کسب و کارها برای سازماندهی از آنها استفاده می کنند. آنها انعطاف پذیر، آشنا و شروع کار با آنها آسان است. با این حال، با رشد کسب و کار، نگهداری از صفحات گسترده دشوارتر می شود. نسخه های متعددی ظاهر می شوند، داده ها به سرعت قدیمی می شوند و خطاها بیشتر می شوند.
ابزارهای جدا از هم مشکل مشابهی ایجاد می کنند. هنگامی که فروش، امور مالی، موجودی و عملیات هر کدام در سیستم های جداگانه زندگی می کنند، تیم ها دید خود را از دست می دهند. داده ها باید از یک مکان به مکان دیگر کپی شوند که خطر اشتباهات و تأخیرها را افزایش می دهد.
ERP این ساختار پراکنده را با یک سیستم واحد جایگزین می کند که در آن اطلاعات به طور خودکار بین بخش ها جریان می یابد.
نقش ERP در کنترل مالی
یکی از مهمترین عملکردهای یک سیستم ERP، دید مالی است. در بسیاری از کسب و کارهای در حال رشد، امور مالی به طور جداگانه از عملیات مدیریت می شود. این امر شکاف هایی را بین آنچه در واقعیت اتفاق می افتد و آنچه در گزارش ها ظاهر می شود ایجاد می کند.
با ERP، داده های مالی مستقیماً به فعالیت عملیاتی متصل می شوند. هنگامی که یک سرویس ارائه می شود، یک محصول فروخته می شود یا از یک منبع استفاده می شود، تأثیر مالی بلافاصله منعکس می شود. این به صاحبان و مدیران کسب و کار اجازه می دهد تا درآمد، هزینه ها و سودآوری دقیق را بدون انتظار برای تطبیق دستی مشاهده کنند.
در نتیجه، تصمیمات بر اساس داده های واقعی گرفته می شوند نه فرضیات.
چگونه ERP از عملیات روزمره پشتیبانی می کند
سیستم های ERP فقط در مورد گزارش دهی نیستند. آنها از کار روزانه در بین تیم ها پشتیبانی می کنند. وظایف، گردش کار، تأییدیه ها و فرآیندهای داخلی می توانند به روشی سازگار ساختاردهی شوند.
هنگامی که فرآیندها استاندارد می شوند، کارمندان می دانند که بعداً چه کاری باید انجام دهند بدون نیاز به توضیح مداوم. این امر تأخیرها، سوء تفاهم ها و وابستگی به دانش فردی را کاهش می دهد.
با گذشت زمان، این ساختار کارایی را بهبود می بخشد و استرس عملیاتی را کاهش می دهد.
ERP و مدیریت منابع
یکی دیگر از حوزه های مهمی که ERP به آن می پردازد، برنامه ریزی منابع است. این می تواند شامل موجودی، مواد، زمان یا ظرفیت نیروی کار، بسته به نوع کسب و کار باشد.
بدون ERP، برنامه ریزی منابع اغلب به تخمین ها متکی است. با ERP، در دسترس بودن و استفاده در زمان واقعی ردیابی می شوند. این به جلوگیری از کمبود، رزرو بیش از حد یا استفاده کم کمک می کند.
برنامه ریزی بهتر منابع به طور مستقیم بر کیفیت خدمات و رضایت مشتری تأثیر می گذارد.
ERP در مقابل CRM: درک تفاوت
ERP اغلب با سیستم های CRM اشتباه گرفته می شود. در حالی که CRM بر مدیریت روابط مشتری، سرنخ ها و ارتباطات فروش تمرکز دارد، ERP کل ستون فقرات عملیاتی کسب و کار را پوشش می دهد.
در پلتفرم های مدرن، عملکرد CRM اغلب به عنوان بخشی از یک سیستم ERP گسترده تر گنجانده می شود. این به فعالیت مشتری اجازه می دهد تا به طور مستقیم با عملیات و امور مالی ارتباط برقرار کند به جای اینکه به طور جداگانه وجود داشته باشد.
به ویژه برای مشاغل خدماتی، این ترکیب ضروری است.
چه زمانی ERP ضروری می شود
ERP فقط برای شرکت های بزرگ نیست. بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط به نقطه ای می رسند که رشد پیچیدگی بیشتری نسبت به سیستم های فعلی آنها ایجاد می کند.
علائمی که نشان می دهد ممکن است به ERP نیاز باشد عبارتند از داده های ناسازگار، خطاهای عملیاتی مکرر، عدم وضوح مالی و اتکای زیاد به هماهنگی دستی.
پیاده سازی ERP زودتر از دیرتر به کسب و کارها کمک می کند تا بدون از دست دادن کنترل، مقیاس پذیر شوند.
نتیجه گیری
یک سیستم ERP ساختاری را فراهم می کند که در آن پیچیدگی رشد می کند. این سیستم امور مالی، عملیات و منابع را به یک محیط واحد متصل می کند که نشان دهنده نحوه عملکرد واقعی کسب و کار است.
برای کسب و کارهایی که قصد دارند به طور پایدار رشد کنند، ERP به معنای جایگزینی افراد یا استراتژی نیست. این در مورد ایجاد وضوح، کاهش اصطکاک و امکان تصمیم گیری بهتر است.
در یک محیط رقابتی که کارایی و دید اهمیت دارد، ERP به پایه ای برای ثبات و رشد بلندمدت تبدیل می شود.